از تقویم فرهنگی خوانسار تا دل نوشته ایی از استاد محمودی خوانساری

در ابتدا تشکر میکنم از اولین کسانی که تقویم فرهنگی شهرستان را در سالهای گذشته پایه گزاری کردند و سپاسگزاری میکنم از واحد فرهنگی و اجتماعی شهرداری که نهایت همت خود را در چاپ و انتشار این تقویم به خرج دادند. مدت زیادی از بحث و گفتگوها از ضرورت به تصویب رسیدن تقویم فرهنگی و روز خوانسار و... در شورای فرهنگ عمومی شهرستان و در پی آن تصویب این مهم نمیگذرد خدا را شکر که این امور به انجام رسید.
یادم است که قبل از سال نو سرکار خانم کامرانی که به حق در حد توان خود زحمت زیادی در امور فرهنگی شهرداری میکشندــ و البته جای تشکر و سپاسگزاری دارد ـ از شهرداری برای تقویم فرهنگی تماس گرفتند و سوالی در این زمینه داشتند به ایشان گفتم روی تقویم فرهنگی بسیار کار کنید چون تابلوی فرهنگی شهرستان است و برای چاپ آن عجله نکنید و این کار یکی دوماه نیست و در آخر هم پیش نویس آن را خدمت صاحب نظران این عرصه مثل استاد میرمحمدی یا اهالی حوزه و دانشگاه ارایه دهید تا اگر نظری دارند یا اشکالی وارد است رفع نمایند که ظاهرا تصمیم جدی برچاپ آن در سال جدید داشتند، البته به ایشان به شوخی گفتم اگر با عجله چاپ شود قطعا خودم اولین کسی هستم که برآن نقد می زنم.
خلاصه از این قضیه مدتی گذشت و تقویم فرهنگی چاپ شد و"ظاهرا "ً به کارشناسان امر ارائه شده و نظرات گرفته شد بود(!!) اما متأسفانه تنها اگر نگاهی گذرا و نه نگاهی به چشم اهل تحقیق، به تقویم فرهنگی داشته باشیم به اشتباهاتی بر میخوریم که در همان نگاه اول به چشم میآید مثلا سالروز درگذشت یا تولد ادیب خوانساری در تقویم به چشم نمیخورد، سالروز درگذشت محمودی خوانساری به اشتباه 1336شمسی درج شده است یا مثلا خاندان چهار سوقی در بخشهایی از تقویم به اشتباه خاندان چهارسویی اورده شده و سالروز تولد یا درگذشت بعضی از بزرگان دیگر که میشد تاریخ آنها را به شمسی استخراج کرد در تقویم آورده نشده است و حوادث مهم تاثیرگزار چون سیل خوانسار، حادثه 13 محرم و... در تقویم جایش خالی است. یوسف بخشی را پدر شعر خوانسار ذکر کرده که باید او را پدر شعر محلی خوانسار دانست یا در مورد محقق خوشنویس آورده است «درگذشت محقق و خوشنویس محمود محقق خوانساری» در حالی که وی خوشنویس بود ولی محقق به معنای اصطلاحی کلمه نبود در این میان از استاد کابلی خوانساری به صورت ساده گذشته و به استاد خط بودن ایشان و چهرهی ماندگار بودن ایشان در خوشنویسی اشاره نکرده است و... اینها تنها با نگاهی اجمالی به ذهن انسان خطور میکند قصد نقد موشکافانه ندارم وانشااله نظرات خودم را برای تقویم سال آینده ارایه میدهم ولی قصدم از این اشاره مختصر این است که گاهی اوقات ما بر سر یک موضوع حسابی مانور میدهیم، اما اصل موضوع را کسی به دقت توجه نمیکند. حتی همان شورای فرهنگ عمومی که جمعی از بزرگان فرهنگی در آن جمع می شوند.!!!!
در تقویم فرهنگی، 23 خرداد مصادف با سالروز تولد عندلیب آواز ایران استاد محمودی خوانساری است. با مطالعه جزئی که از زندگی این استاد بزرگوار داشتم میتوان گفت به معنای واقعی کلمه از جمله افراد نادری بود که تا آخر عمر در فقری شرافت مندانه زیست اما برای یک لحظه هنر فروشی نکرد، به گواه اهل موسیقی بدون استاد، آواز آموخت و آنچه خواند سوز دل خودش بود که در تنهاییشبانه خود و در اتاقش که به تعبیر خود او «چند عکس از سوته دلان به همراه یکی دو سه تار در آن بود»« سلطان وقت خویش بود".
زادروز مرغ شباهنگ ایران که مدت 30 سال بر شاخسار درخت هنر این مرز و بوم دمِ حق زد و چون سرباز گمنام ملک هنر تمام زندگیش را برای دفاع از تمامیت حریم معنوی این هنرِ مظلوم، متهم و محکوم فدا کرد را تبریک گفته و دست نوشته ای از ایشان را تقدیم همشهریان عزیزمی کنم .
یاداشت کوتاهی برای خودم
این ضرب المثل چقدر زیباست که چنین است،« دوران نزدیک و نزدیکان دور» و چقدر با زندگی من آمیخته است. چراکه دیده ام یاران و آشنایانی را که سالهای سال و شب و روزهای بی شمار با من بوده اند و به مقدار پرکاهی احساس و درد مرا بخصوص شبهای مرا درک نکرده اند. آنوقت شوریدهای از دور دست ها که حتی یکبار هم من را ندیده فقط نوایم را شنیده، در غزلی که در یکی از مجلات درج شده و ساختهی اوست گویا همهی عمر با من بوده که دردهای درونی مرا، بخصوص زندگی شبانه مرا که در سکوت و خلوت اطاقکم که در آن تنهای تنها و افسانه وار به روز می برم به شعر کشیده و در غم شبهای من، با من و بی من گریسته و شاید هرگز چنین انسانهای خوب را که کم هم نیستند نشناسم، ولی به خاطر دل آنها و حق شناسی بی ریای آنها نوایم برمیآید.
شب 29/9/57 ساعت 3 بامداد
- ۹۴/۰۳/۲۲