...تاریخ مردم خوانسار

History of Khansar People

...تاریخ مردم خوانسار

History of Khansar People

...تاریخ مردم خوانسار

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار)


استفاده تمام یا بخشی از مطالب و مقالات این وبگاه بنابر اخلاق پژوهشی با ذکر منبع و نویسنده مطلب بلا مانع است .
با تشکر حسین تولایی خوانساری

آخرین نظرات

۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۶
خرداد
۹۵

شناخت خصوصیات زلزله خیزی زمین از دیگر کاربردهای فیزیکی زمین شناسی می باشد به ویژه در ایران که دو خط مهم زلزله از آن می گذرد تجارب تلخ برجای مانده از ضایعات جانی و مالی ناشی از عدم توجه به این نکته به خوبی ما را از اهمیت مطالعات زمین شناسی و ارزش کاربرد فیزیکی آن آگاه می سازد.

زمین لرزه نشانه عدم تعادل پوسته زمین و معلول تغییر و تحولات ژئودینامیکی بعدی آن است ، بنابراین بین زمین لرزه و تکتونیک هر ناحیه ای رابطه ای مستقیم وجود داشته که با پی بردن به آن می توان مناطق زلزله خیز را تعیین نمود.

بر اساس مطالعات انجام شده و نقشه پهنه بندی خطر نسبی زمین لرزه در ایران که توسط مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن وزارت مسکن و شهرسازی بر اساس استاندارد 2800 به منظور کاربرد در آئین نامه طراحی ساختمان ها در برابر زلزله تهیه و منتشر شده است، شهرخوانسار در میان 6 طبقه متفاوت از نظر مخاطرات زمین لرزه در سطح کشور، در پهنه با خطر نسبتاً پایین قرار داشته و همین موقعیت استقرار سبب گردیده است که در سالیان گذشته، زلزله قابل توجهی در این منطقه گزارش نگردد.

به استناد مطالعات توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان اصفهان در خصوص زمین لرزه های تاریخی استان اصفهان، در محدوده کنونی استان از رویداد زمین لرزه در دوره پیش از اسلام سوابقی در دست نبوده لیکن اطلاعات زیر در خصوص سوابق بروز زمین لرزه در خوانسار و پیرامون آن (گلپایگان) در دوره اسلامی موجود می باشد:

 

- سال 1316 میلادی : این زمین لرزه در هشتم شوال سال 715 قمری در گلپایگان بوقوع پیوست و تمامی روستاها ویران و کشاورزان بسیاری کشته شدند.

- سال 1927 میلادی : بیست و دوم ژوئیه شب هنگام مصادف با سی و یکم تیر ماه سال 1306 زمین لرزه ای در اصفهانخوانسار و کاشان حس گردید که مرکز آن دشت کویر بود.


گسلهای زمین شناسی

در مطالعات زمین شناسی و زلزله آگاهی از محل گسل ها حائز اهمیت فراوان می باشد. گسل یا گسله طبق تعریف عبارت از نوعی شکست است که براثر وارد آمدن فشار بر پوسته زمین و جابجایی لایه های آن ایجاد شده و از انواع گوناگونی برخوردار می باشد. سطح گسل نیز سطحی است که در امتداد آن گسله به وقوع پیوسته و محل لغزش لایه های زمین است. 

بر اساس نقشه های 1:100000 زمین شناسی ناحیه گلپایگان گسل های ناحیه مزبور مشتمل بر مجموعه ای  از گسل های فرعی، معکوس و احتمالی می باشند که عموماً با جهتی از شمال غرب به جنوب شرق در قسمت غرب و جنوب شهر قابل تشخیص می باشند. در این میان گسل فرعی واقع در محل گسترش ارتفاعات خوانسار مهمترین گسل محدوده شهری خوانسار به شمار آمد، که در قسمت غرب شهر خوانسار از شمال غرب به جنوب شرق امتداد یافته است . از گسل مزبور تعدادی گسل های معکوس در جهات مختلف منشعب گردیده اند. بطورکلی در این ناحیه، فرعی و معکوس بودن گسلها سبب گردیده که مخاطرات ناشی از زمین لرزه چندان حاد نباشد که همین ویژگی نقطه قوتی را برای شهر خوانسار در خصوص مخاطرات ناشی از بروز سوانح و بلایای طبیعی(زلزله) عرضه می دارد.


منبع: طرح جامع شهر خوانسار



  • حسین تولایی خوانساری
۲۰
خرداد
۹۵

پژوهشگر:

محسن محرابی، کارشناس ارشد تاریخ ایران دورۀ اسلامی از دانشگاه اصفهان.


موقعیّت جغرافیایی روستای رحمت آباد:

روستای تاریخی رحمت آباد از توابع خوانسار و در شمال غربی اصفهان واقع شده است. فاصلۀ تقریبی این آبادی از مرکز استان یعنی اصفهان حدود ۱۲۰ کیلومتر، از خوانسار 30 کیلومتر، و از گلپایگان نیز 40 کیلومتر میباشد. از لحاظ تقسیمات کشوری، روستای رحمت آباد، جزو استان اصفهان، شهرستان خوانسار، بخش مرکزی و دهستان کوهسار قید شده است. این روستا در عرض جغرافیایی ۳۳ درجه و ۱۱ دقیقه و ۵۷ ثانیه و طول جغرافیایی ۵۰ درجه و ۳۶ دقیقه و ۱ ثانیه و در ارتفاع ۲۲۴۰ از سطح دریا قرار دارد[1]. تا چند دهۀ اخیر خوانسار و گلپایگان از لحاظ تقسیمات ادارى، ناحیۀ واحدى را تشکیل مى‏داده اند و در حقیقت خوانسار بخشی از گلپایگان تلقی میشد؛ بنابراین، به مثابۀ آن، روستای رحمت آباد به همراه تمام روستاهایی که امروزه جزیی از خوانسار میباشند نیز از توابع گلپایگان و بخشی از حاکمیّت اداری آن شهر محسوب میشدند، اما با تفکیک خوانسار از گلپایگان و تبدیل آن بخش به یک شهرستان مجزا و یک حوزۀ مستقل اداری، رحمت آباد نیز ضمیمۀ خوانسار و جزو حوزۀ استحفاظی و اداری این شهرستان گردید.

چگونگی نامگذاری روستای رحمت آباد و پیشینۀ تاریخی آن:

در بررسی قدمت یا سابقۀ نام این روستا، به نظر میرسد «رحمت آباد» نامیست که از زمان صفویه بر این روستای تاریخی اطلاق شده باشد. احتمالاً کهنترین منابع موثقی که از نام رحمت آباد یاد میکنند، به ترتیب در کتابهای «المسالک و الممالک» ابن خردادبه‏ (متوفی 300 ه.ق‏)، «الخراج و صناعة الکتابة» قدامة بن جعفر (متوفی 328 ه.ق)، و «أحسن التقاسیم» مَقدَسی (متوفی 380 ه.ق)، جغرافیانویسان اسلامی قرون سوم و چهارم هجری آمده باشد.

ابن خردادبه در باب مسافت میان شهرهای کشور، از رحمت آباد با نام «قُنوران» یاد کرده و می آورد که کسى که بخواهد از کرج[2] آهنگ اصفهان کند باید از کرج تا خرماباذ (خرم¬آباد) هفت فرسخ، از خرماباذ تا ابقیسه[3]‏ هفت فرسخ، از ابقیسه تا جرباذقان‏ (گلپایگان) شش فرسخ، از جرباذقان تا قنوران‏ هشت فرسخ، از قنوران تا مرج و زهر[4] هفت فرسخ، از مرج و زهر تا ماربین‏ چهار فرسخ، از ماربین تا ازمیران‏ دوازده فرسخ، و از ازمیران تا اصفهان سه فرسخ را طی کند. بنابراین از کرج تا اصفهان پنجاه و چهار فرسخ راه است[5] قدامۀ بن جعفر صاحب اثر الخراج نیز از رحمت آباد با عنوان «قنوران» نام برده[6] که گویا وی مطلب را عیناً از همین متن ابن خردادبه برداشته است؛ اما مقدسی مؤلف کتاب أحسن التقاسیم از «قنوان» اسم برده و در باب فواصل راههای ایالات عراق، این منطقه را یکی از مکانهای اصلی حدّ فاصل همدان و خرم¬آباد به اصفهان ذکر کرده است[7] (المقدسی، بی¬تا، 402). علی ایّحال به نظر میرسد که «قنوران» نام اصلی و صحیح روستای رحمت آباد و شاید معرّب شدۀ «کُنوران»[8].بوده است. البته در مورد چگونگی انتخاب اسم قنوران و معنی و مفهوم آن هیچ اطلاعی در دست نیست و ما نمیدانیم چرا و به چه علّت چنین نامی بر این قلعه اطلاق شده است

  • حسین تولایی خوانساری
۱۶
خرداد
۹۵

اسناد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تاریخی، اهمیت زیادی در پژوهش‌های تاریخی در یک دوره یا زمان تاریخی دارند و در مواردی تنها شواهد حکایت‌کننده از تغییر و تحولات جامعه انسانی هستند. در بخش اسناد کهن خوانسار قصد داریم به معرفی برخی از اسنادباقی مانده از مردم خوانسار بپردازیم  این اسناد  مستقیما با زندگی روزمره مردم سر و کار دارند و در همه ابعاد زندگی اجتماعی آنها موثرند و بیانگر گوشه‌هایی از حیات اجتماعی هستند که بندرت در اسناد دولتی ظهور می‌یابد.



                                                                  اجاره طاحونه (آسیاب)در محله پلگوش، ۱۳۱۴ ش

قا شکرالله به عموزاده خود آقا میرزا حسن همگی و تمامی دو دانگ از ده شعیر از کل شش دانگ دو حجر طاحونه مشهور به طاحونه حاج صادق را به مدت یک سال از ۱۴ فروردین ۱۳۱۴ تا ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ ش با مال الاجاره سیصد ریال به قرار ماهی بیست و پنج ریال اجاره داد. پشت سند: اجاره نامه آب توسط مشهدی محمد مهدی اکبری به آقا شکرالله محسنی و آقا میرزا حسن محسنی.

 

 دوسند دیگر را در« ادامه مطلب» مشاهده کنید                                                                                                                          


  • حسین تولایی خوانساری
۰۷
خرداد
۹۵

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  


محسن محرابی، کارشناس ارشد تاریخ ایران دورۀ اسلامی

 

نخستین ارتباط تلگرافی در ایران در سال ۱۲۳۶ه.ش/ ۱۲۷۱ه.ق میان مدرسۀ دارالفنون و کاخ گلستان برقرار شد که مخابره ای آزمایشی بود. با اینحال تلگراف (Telegraph) از سال ۱۲۷۲ هجری و در پی انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به آن در روزنامۀ وقایع اتفاقیّه، در ایران شناخته شد و اخبار گسترش تلگراف در جهان و کاربردهای متنوع و تسهیل کنندۀ آن، مکرراً گزارش گردید[1].

اما افتتاح و راه اندازی تلگراف در خوانسار را هم بایست به عنوان رویدادی مهم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر این شهر و نیز منشأ پیدایش ارتباطات مخابراتی و سیگنالی یا به عبارتی انتقال پیامهای مخابراتی به خوانسار برشمرد. این اتفاق در روز دوشنبه مورخۀ 29 مرداد 1301ه.ش مطابق با 21 اوت 1922م/ 27 ذیحجۀ 1340ه.ق، - که مصادف با اواخر حکومت قاجاریه و زمامداری احمدشاه قاجار و حدود 5/1 سال بعد از کودتای رضاخان میرپنج (رضاشاه) بود - افتاد. تلگرافخانۀ مذکور با حضور جمعی از علما و تجار شهر طی تشریفاتی خاص به بهره­برداری رسید. متن این گزارش در خبری که روزنامۀ ایران تحت عنوان «نصب تلگراف در خوانسار» در آن تاریخ و در شمارۀ 1204، صفحۀ 3 درج کرده بود بدین شرح است:

«امروز [دوشنبه 29 مرداد 1301] تلگراف خانه خوانسار افتتاح شد. به همین مناسبت جمعى از علما و تجار به این مکان آمدند و از گشایش این وسیله ارتباطى ابراز خرسندى کردند. در این مراسم پرچم ایران نیز بر بام تلگراف خانه همراه با تشریفات نظامى به اهتزاز درآمد.»[2]

البته در آن زمان دلیجان مرکز ارتباط خطوط تلگرافى قم به کاشان و محلّات و اصفهان و گلپایگان و خوانسار به شمار میرفت[3]. احتمالاً ریاست کلی تلگرافخانه های قم، گلپایگان، خوانسار، خمین و محلات در همان سالِ افتتاح تلگرافخانه در خوانسار بر عهدۀ بشارت السلطان بود، اما چندی بعد عده اى از اهالى خَلَجستان قم در شکایتی، خواستار برکناری او شده بودند. این خبر با تیتر «شکایت از رئیس تلگراف خانه قم‏» در روزنامۀ اتحاد مورخ 14 آبان 1301/ 6 نوامبر 1922/ 16 ربیع الاول 1341 منعکس شده است:

«عده اى از اهالى خلجستان در شکایت از بشارت السلطان رئیس تلگراف خانه قم در صحن حضرت معصومه(ع) تحصن کردند. شکایت از او که تلگراف خانه هاى گلپایگان، خمین، خوانسار و محلات را هم در اختیار دارد به اهالى آن نواحى نیز گسترش پیدا کرده است. علت این شکایت و اعتراض آن است که وى از مخابره خواستهاى مردم به مرکز جلوگیرى می کند. شاکیان خواستار انفصال او هستند.»[4]

به نظر میرسد طرح و پیشنهاد تلگراف کشی به خوانسار از یک دهۀ قبل از آن به مجلس شورای ملی تقدیم شده بود. در سندی که در آرشیو کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی موجود است، نامۀ مرتضی قلیخان نائینی منشی مجلس شورای ملی، ارسالی به وزارت پست و تلگراف، مبنی بر اعلام مخارج مربوط به لایحۀ سیم کشی از عراق و گلپایگان و خوانسار و محلات و کمره[5] به مجلس، به منظور صدور راپورت (گزارش) آن از کمیسیون بودجه دیده میشود. همچنین در این سند، گزارش میرزا حسین خان مؤتمن الملک (پیرنیا) رئیس وقت مجلس مبنی بر حصول اطمینان وزارت پست و تلگراف در خصوص گرفتن کمکهای مالی و انسانی از آقامیرزا محمد مهدی خوانساری (از عراق تا خوانسار) و آقا شیخ اسداله (از خمین تا محلات) به منظور سیم کشی تلگراف مزبور و نیز پیشنهاد سایر مخارج آمده که به کمیسیون بودجه ارسال شده و به امضای میرزا صادق خان خواجوی نوری (منتصر السلطان) از کمیسیون فواید عامّه رسیده است. در یک نامه از میرزا حسین خان مؤتمن الملک به وزارت پست و تلگراف هم، وی بر مخالفت کمیسیون بودجه با اعانه گرفتن وزارت فوق از آقایان خوانساری و شیخ اسداله به منظور جلوگیری از دخالت اشخاص در تأسیسات دولتی و تقاضای پیشنهاد مخارج مربوط به سیم کشی و ارایۀ گزارش آن به مجلس تأکید داشته است. افزون بر اینها نامه ای هم به امضای ناخوانا از طرف وزارت تجارت و پست و تلگراف مبنی بر تقدیم صورت برآورد مخارج تلگراف کشی نقاط مزبور خصوصاً خوانسار به مجلس ارسال شده است. در نامه ای دیگر از همین میرزا حسین خان مؤتمن الملک رئیس مجلس شورای ملی به وزارت پست و تلگراف، مخارج مزبور از سوی وزارت مذکور مورد قبول واقع و گزارش آن به کمیسیون بودجه تقدیم شد. همچنین در این سند، صورت برآورد مخارج سیم کشی از سلطان آباد عراق (اراک امروزی) به خوانسار و از محلات به کمره و شرح مخارج آن و نیز تفصیل جزئیات آن از سوی جارح ارنست نیو مستشار تلگرافخانه آمده است[6].

اما از ساختمان اولیۀ تلگرافخانۀ خوانسار اطلاعات دقیقی در دست نیست، لیکن با توجه به گفته های قدیمیترهای شهر، به نظر میرسد عمارت اصلی تلگرافخانه در زمان تأسیس، در بازار بالا (قدیم) به سمت خیابان سیزده محرم، جاییکه امروزه تقریباً محدوده های مابین دبیرستان دکتر علی شریعتی تا محوطۀ معاینۀ فنی خودور (سابقاً کارخانۀ گچ سازی یا پایانۀ مسافربری معراجی) را در برمیگیرد، قرار داشته است. ادارۀ مذکور تا نیم قرن اخیر در آنجا بوده و پس از آن با نام «ادارۀ پست و تلگراف و تلفن» و بصورت اجاره ای به تقاطع خیابان امام(ره) - خیابان حکیم زلالی (جوانمرد قصاب سابق)، کنار پل و جاییکه امروزه گلخانه در آن واقع است، نقل مکان کرده و بعد از انقلاب هم، به حسینیۀ دوراه بازار منتقل میگردد.

 

 

پینوشت:

1- «تلگراف در ایران»، دانشنامه جهان اسلام، مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج8، ص3839.

2- روزنامه ایران، شماره 1204، دوشنبه 29 مرداد 1301، ص3.

3- «دفتر تاریخ: مجموعۀ اسناد و منابع تاریخى‏، به کوشش ایرج افشار»، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، چ1، 1380، ج3، ص 288.

4- حسن فراهانی، «روزشمار تاریخ معاصر ایران‏»، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى‏، چ1، 1385، ج‏2، ص471، به نقل از: روزنامه اتحاد، دوشنبه 14 آبان 1301، ص4.

5- ناحیۀ کمره (Kamare) که مرکز آن شهر خمین است در استان مرکزی قرار دارد. این ناحیه از شمال شرق به محلات، از شمال غرب به اراک، از شرق به بخش مرکزی شهرستان محلات، از جنوب به بخش مرکزی شهرستان گلپایگان و از مغرب هم به بخش جاپلق غربی واقع در شهرستان الیگودرز استان لرستان محدود است. کمره امروز نامیست در حال فراموشی، اما پیش از مستقل شدن خمین از محلات و قبل از آن از گلپایگان، خمین و روستاهای آن بخش کمره را تشکیل میدادند. تا دیماه 1358 از شهرستانهای استان تهران به شمار میرفت ولی از آن پس در تقسیم بندی جدید جزو استان مرکزی درآمد. بخش کمره نیز امروزه یکی از دو بخش شهرستان خمین در استان مرکزی است (ادیک باغداساریان (ا. گرمانیک)، تاریخ و فرهنگ کمره، تهران: بی نا، 1380، ص3).

6- سند «در باب سیم تلگراف گلپایگان و عراق»، شناسۀ 966481، مورخ 24/01/1290، تهران: کتابخانۀ دیجیتالی کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۳۶ برگ، ۱ پاکت، ۳۵ برگ برگزیده، ۲ نامۀ مهر.

 

  • حسین تولایی خوانساری